پیمان؛ شاعر «توفان خون»

۲۸۱ views

در رابطه با شخصیت سیاسی پیمان سوگوار سخن فراوان رفته، هرکی هرچی گفته و نوشته زیبنده حال و شایسته احوال اوست. چرا که که پیمان در حساس ترین مرحله تاریخ کشورش، آوانیکه زادگاهش مورد تجاوز یکصد و بیست هزار قوای بیگانه قرار گرفته بود، برای حراست از ارزشهای اعتقادی اش، که از تار و پود و روح و روانش قوام یافته بود، و حفاظت از سرزمین مادری اش که پرورده نعمات او بود و چون جان دوستش داشت به پا ایستاد، و ستوده حرکت کرد. حرکت بس جانانه، مطابق به مقتضیات زمانش. احتیاج زمانش سلاح رزم بود که بایست بردوش میگذاشت،  بلی چنین کرد! به رسالت دینی و اصالت وطنی اش صحه گذاشت، با مردمش پیمان بست که تا توان در تن و تاب در بدن داشته باشد سلاح برزمین نگذارد، که نگذاشت.

اما در ارتباط با حیثیت معنوی و جایگاه قلمش بحث دیگر دارد و فحص دیگر میطلبد، که بالاتر از هفت دهه زندگی او را درنوردید. درست سه دهه و اندی از زندگی پیمان نگذشته بود که وطنش شامل مرحله نوینی از سیاست شد. دهه دموکراسی (۱۳۵۲-۱۳۴۲) که روزانه ده ها نشریه ملی و غیر دولتی در فضای مطبوعاتی کشور اجازه نشر یافت. در این وقت قلم زبان گویای مردم شد، مردمی که با رنج اجتماعی و فقر و عسرت اقتصادی، دچار بودند که زاده بیعدالتی های اربابان زر و زور حاکم برجامعه شان بود. در این وقت قلم بدستان صاحب اندیشه، با تفکر مردمی و ملی در صدد بیرون کشیدن قلم از وصف گل و مل و بلبل و توصیف چنگ و دف و نی میشوند، تا انعکاس دهنده رنجها و آلام جامعه شان باشند. پیمان در این مرحله گام متین و سنگین برمیدارد، گام سترگ در راستای بیان نابسامانی جامعه خود. پیمان در ردیف اندیشوران زمان خود و همزبانان مرام خود چون: خال محمد خسته، مجیب الرحمن هوسا، صباح الدین کشککی، عبدالحق واله، یعقوب کمک، شاه زمان وریح، غلام محمد اورمل، عبدالرب اخلاق، محمد رحیم مهربان، امان الله پروانه، سید محمد بامداد، قیام الدین خادم، مسافرصادق، محمد یوسف فریند، محمد حسن ولسمل، عبدالحکیم مژده، غلام محمد الماسک، نورالله نورزاد، عبدالغفور گداز، عزیز مختار، محمد ظاهر مشا، رحمت الله اشکبار، میر محمد امین مشعوف، عبدالکریم تمنا، باقی بینوا، صابر هروی، عبدالرئوف ترکمنی، ملزم کندوزی، عدیم شغنانی، حبیب الله رفیع، قدرت الله حداد، عبدالبشیرکبیری، اسماعیل گلبان، اسماعیل مبلغ، یوسف بینش، عالمشاهی نکته، محمود فارانی و پاییزحنیفی قرار گرفت.

پیمان نابسامانی های جامعه خویش را در آنزمان چنین به تصویر کشید وفریاد درد از سینه برآورد و بر دل نشاند و به سمع عدالت خواهان رسانید:

مردان کار دیده چی تقریر میکنند

پنهان خورید رشوه که تعزیر میکنند

قاچاق و رشوه را نتوان سد باب کرد

این خواب را غلط زه چی تعبیر میکنند

ناجایز است نزد بزرگان مظاهره

بگریز ای پسر که تورا گیر میکنند

صد خانه را خراب نمایند خائنان

اقدام بهر خود چو به تعبیر میکنند

محروم ما زشمع و حریفان مال را

از برقهای صد شمع تنویر میکنند

قومی به زور پول به منصب رسیده اند

قومی دیگر حواله به تقدیر میکنند

هر روز تیره روز تر از روز دیگری

باطل در این خیال که اکسیر میکنند

زور مقررات به ظالم نمیرسد

مشکل حکایتی است که تقریر میکنند

پوینده گان عرصه مطبوعات و جوینده گان صحنه سیاست واقف اند که کشور ما از۷ ثور۱۳۵۷ تا ۸ثور۱۳۷۱ دستخوش ناپایدار ترین دوره های سیاسی بود، حاکمیت غاصبانه حزب دموکراتیک خلق افغانستان، با غصب حکومت و انحصار حاکمیت، داشتن تمامی حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی مردم ما را منحصر به اعضای حزب سراقتدار نمود، اما از طرف دیگر مردم ما برای رهایی و خلاصی از این فرصت نابسامان، راه مبارزه و جهاد برگزیدند تا بتوانند احقاق حقوق شهروندی نمایند که پیمان سوگوار ضمن اینکه مرد میدان جنگ شد، جلودار قلمی شد تا جنگ را هدایت نماید که لازم جنگ است. چرا که رزم بی قلم، جنگ یله جاریست  و جنگ با قلم رزم عقیدتی است.

سروده های این زمان پیمان، سرایش آواز نیست، بل سرودی است که آرمان و آواز مردمش را در حساس ترین مرحله که خارج از حیطه زندگی معمولی شان است انعکاس میدهد، یعنی در سنگرهای داغ مبارزه و دور از خانه و کاشانه شان، چنانکه خود گفته است:

( نمونه از ناله های دردناک خونینی است که در گیر و دار آوارگی ها و در گرماگرم سنگرهای نبرد و در بحوبحه جریان غریو میگ های جنگنده، توپهای زمین لرز و بمب های مخرب دشمن حق ناشناس و در میان طوفانی از آتش و خون، بر سینه اوراق نقش بسته و فریاد مادران جگر سوخته که فرزندان دلبندشان را از دست داده اند.)

در باب  معنی و محتوای شعر پیمان، همین قدر بسنده است که خلیلی گفته است:

( سعید سخنور، حضرت سوگوار! شور رسوا کن دشمن خونخوار و سوز ناله برانگیز گلگون قبایان وطن در اشعار خجسته تو، چندان مقام متعالی دارد که جای برای تحلیل و نقد ادبی بازنمیگذارد، اما به صراحت میتوان گفت که جزالت و انسجام و رعایت مقررات و ریزه کاریها و ظرافت ها در شعر شیوای تو، بیانگر همان سبک عراقی است که در دبستان هنرپرور، شاعر ساز، روح انگیز و جان آویز هرات، خواجه انصاری پایه گذاشته.)

اینکه شعر پیمان بازتاب دهنده ناله ها و فریادهای مادران دلسوخته و رنجدیده و بیان کننده جزع و فزع یتیمان پدر از دست داده است، با گفته استاد ربانی صحه میگذاریم: ( اشعار شاعر سوگوار، تابلوی غم انگیزی از جگر های سوخته و قلب های پاره پاره مادران داغ دیده ای است که منظره قیامت زای اجساد پاره پاره کودکان معصوم شان، قلب شان را خونبار و دیده گان شان را اشکبار ساخته است.)

نقیب آروین، پیمان را شاعر مسلط بر اوزان کلاسیک و توانایی داشتن به ظرفیت های شعر پارسی میداند که در دوران جنگ آزادیبخش، منحصر بفرد خود است:( تسلط فوق العاده شاعر بر اوزان کلاسیک و ظرفیت های شعر پیر پارسی، توانان منحصر بفرد شاعر بوده است. از لحاظ محتوایی کمتر شعری در این دیوان میبینید که حاکی و راوی دردهای مردم در زمان خاص نباشد. اما از لحاظ زبانی، پختگی و آراستگی کلامی ویژه شاعر، نشان دهنده قدرت و صلابت زبانی مثال زدنی است، این شعرپخته و سخته، اما شعری برای مقاومت بود، شعری که جدا از توجه به جانمایه های کلامی و آرایه های ادبی، منتقد پسند، هدف، کارایی و اثر دیگری نیز مد نظر داشت.)

پیمان در زنده گی هفتاد و هفت ساله خود، نه اینکه در شعر و شاعری و سخن و سخنوری شخص متبحر بود، در امور دینی مترهب و عابد، در مسایل زنده گی متادب، در رنج و شکنجه های زندگی متحمل و باصبر، در پیشبرد امور محوله زندگی متامل و با فکر، در امور اداری متجاسر و جسور، از نابسامانی های زندگی متاسف و متالم، از درد و فقر مردم متبرم و ملول، در فراگیری علم متعلم، در اندیشه و فکر متجدد، در برخورد با زندگی متبسم و در صداقت و درستکاری متقدم بود.

طوفان خون، مجموعه شعر زنده یاد سیدفضل احمد پیمان سوگوار است که در سال ۱۳۹۴ اقبال چاپ پیدا نمود. طوفان خون در مضمون خود سروده های رزمی و دوران جهاد زنده یاد سوگوار را مضموم و گرداوری نموده، اما در محتوای خود مستندی از واقعیات تاریخی سلحشوران سرزمینی را متبارز میسازد که در مقابل عفریت زمان که در صدد جهانگشایی بود، قیام نمودند. طوفان خون نه تنها مستند تاریخی است، بلکه به گونه ای منتقد بر احوال سیاستمداران جهادی و چگونگی حالت مسلمانان جهان در عرصه سیاست نیز میباشد. طوفان خون اثر ماندگاری است که نمایه زندگی مبارزاتی مردم افغانستان، بویژه مردم هرات، باالخصوص پیمان سوگوار را نمایان میسازد.

سید فضل احمد پیمان در ۱۳۲۰ تولد شد؛ در رشته قضا درس خواند؛ مدتی را در دستگاه عدلی و قضای کار کرد، بعد از کودتای ثور صف خود را از بیگانگان و بیگانه پرستان جدا کرد؛ جهت مردم را اختیار نمود؛ جبهه نظامی را در ولایت بادغیس گشود؛ طوریکه گفته شد قلم و شمشیر را یکجا در کف گرفت و از کارایی مادی و معنوی آن مستفید شد؛ شعر حماسی سرود؛ نشریه فروغ انقلاب را که  منعکس کننده افکار مردمش بودند منتشر ساخت. شام شهیدان و نوای آزادی، دومجموعه شعری دیگر را به زیور چاپ آراست. با روی کار آمدن دولت مجاهدین به امور دولت داری پرداخت. پست های حساس قضایی چون ریاست حارنوالی را بدوش گرفت. به پاکی و صداقت ایفای وظیفه نمود و بقول فرزند برومندش وحید پیمان، که خود یکی تن از تک خبرنگاران و فرهنگیان زمان خود است، هر امضاهش میتوانست تصاحب کننده بلدنگ باشد، اما هرگز تن به چنین پستی و رذالت نداد و با جزالت و بزرگواری زیست نمود. بهمین است که با وجدان پاک و نام نیک از دنیای فانی به سرای باقی شتافت.

آن یک ویتنام را با خاک یکسان میکند

آن دگر آهنگ قتل خلق لبان میکند

وان یکی قصد تجاوز را به ایران میکند

وین یکی اشغال خاک پاک افغان میکند

بازهم از صلح میلافند و منشور ملل

لعنت حق باد بر نیرنگ این مشت دغل

ای مسلمانان تا بکی در خواب غفلت اندری

تاکجا پایمال استبداد هر غارتگری

گرپسند آید ترا این راه و رسم کافری

نیستی شایان هم آئینی و همسنگری

نیست هرگز قابل بخشایش این تقصیر تو

عاقبت خون شهیدان است دامنگیر تو

محمد یعقوب مشعوف