سفرنامه مسکو

۳۴۴ views

حدود ۲۰ سال پیش، زمانی‌که صنف چهارم مکتب بودم، جشن‌های ویژه ۸ ثور در کابل و ولایت‌های کشور برگزار می‌شد و مدیر مکتب همیشه مرا فرا می‌خواند و به دلیل توانمندی‌ای که در گویندگی داشتم از من تقاضا می‌کرد تا شعارهای «زنده‌باد» و «مرده‌باد» از سوی مکتب در مراسم بزرگ سر بدهم.
بیشتر این شعارها با توجه به جو سیاسی آن‌زمان، علیه روس‌ها بود. من نمی‌دانستم روسیه در کجای جهان قرار دارد و چرا این کشور در راسِ نیروهایِ شورویِ سابق به افغانستان حمله کرده است. زمانی‌که کودک بودیم به وضوح ویرانی‌های زیادی را مشاهده می‌کردیم که به‌خوبی می‌دانستیم حاصل جنگ ویرانگری است که چندی پیش به پایان رسیده است.
در کتاب‌های مکتب حرف‌های زیادی در مورد روسیه می‌خواندیم. ما در آن‌زمان در مورد ایالات متحده امریکا هیچ معلوماتی نداشتیم، یعنی در مکتب درباره این کشور چیزی به ما گفته نمی‌شد. ما با شوروی آشنا بودیم، اتحادیه‌ای که عامل بسیاری از نابه‌سامانی‌های آن زمان خوانده می‌شد و تا اکنون نیز عده‌‎ای از سران مجاهدین می‌گویند که حساب و کتاب‌شان با این کشور تصفیه نشده است.
حالا پس از گذشت ۲۰ سال از آن جریان‌ها، زمینه سفر به کشوری فراهم شد که سال‌هاست از صحنه افغانستان خودش را کنار کشیده است، اما نشانه‌هایی از علاقه‌مندی‌اش اما این‌بار به شیوه‌ای دیگر برای حضور در صحنه سیاسی افغانستان دیده می‌شود.
ما برای شرکت در کنفرانسی دعوت شده بودیم که عوامل زد‌و‌بندهای افغانستان را بررسی می‌کرد و این‌که این بی‌ثباتی سیاسی برای کشورهای منطقه و جهان چه خطراتی را در پی خواهد داشت.
از کابل به دبی و از آن‌جا طی یک پرواز ۵ ساعته به مسکو رسیدیم، شهری با معماری‌های مجلل اما عمدتا سنتی. وقتی ما وارد میدان هوایی مسکو شدیم، در اوایل پاییز دمای هوا ۳ درجه سانتی‌گراد بالای صفر بود. روز قبل در هرات بودم، دمای هوای هرات ۲۰ درجه بالای صفر بود.


این شهر از مهم‌ترین مراکز سیاسی، اقتصادی، مذهبی، تاریخی، مالی، آموزشی و ترانسپورتی فدراسیون روسیه و اروپا محسوب شده و با ۱۱ میلیون و ۵۰۳ هزار نفر جمعیت در سرشماری سال ۲۰۱۰ پرجمعیت‌ترین شهر قاره اروپا و ششمین شهر پرجمعیت دنیا است. این شهر در کنار رودخانه مسکو و در ناحیه مرکزی فدرالی در روسیه اروپایی واقع شده‌است. این شهر در دوران اتحاد جماهیر شوروی نیز پایتخت آن کشور بود.
در میدان هوایی مسکو صف‌های طولانی شکل گرفت، زنان و مردانی از کشورهای مختلف، یکی – یکی پس از چک پاسپورت توسط پولیس مرزی وارد مسکو می‌شدند، اما ما ۵ نفر از افغانستان باید آن‌جا منتظر دستور رییس پولیس مرزی می‌ماندیم.
انتظار ما ساعت‌ها به‌طول انجامید، دست‌کم یک بار با بر افروختگی به سمت پولیسی رفتیم که کم‌وبیش انگلیسی می‌دانست. از او پرسیدیم چرا ما باید انتظار بکشیم، در حالیکه مسافران ده‌ها پرواز، بی‌هیچ بازجویی این‌جا را ترک کردند؟
پولیس مرزی روسیه که جوانی زیبا و خوش‌برخورد بود، گفت: «برای ما در مورد اتباع افغانستان، ازبیکستان، تاجیکستان و افغانستان» این‌گونه دستور رسیده و ما باید در مورد اتباع این کشور که وارد خاک روسیه می‌شوند، اطمینان کافی داشته باشیم. «نهایتا پس از نزدیک به چهار ساعت انتظار وارد مسکو شدیم، شهری به شدت سرد و اما زیبا و حیرت‌انگیز.
از میدان هوایی مسکو تا هتل مجلل «آرارات پارک» در قلب مسکو نیم ساعت راه بود. رییس انجمن دوستی افغانستان و روسیه به استقبال‌مان آمده بود و این مسیر را پیمودیم. باید پس‌فردای آن‌روز در کنفرانسی شرکت می‌کردیم که از سوی موسسه«لف گومیلوف» با موضوع «بی‌ثباتی سیاسی افغانستان در پاییز سال ۲۰۱۶: تهدیدات برای این کشور و کشورهای منطقه» برگزار می‌شد.
من قرار بود در این مورد صحبت کنم که آیا جنگ افغانستان یک جنگ داخلی است یا تقابل قدرت‌های منطقه و جهان برای کسب منافع‌شان؟


اولین‌بار بود که در اوایل پاییز شاهد هوایی به این سردی بودم، کمی در مورد هوای این شهر در انترنت فوق‌العاده قوی هتل، به جستجو پرداختم و دریافتم که مسکو دارای زمستان‌های سرد است و دما به‌طور معمول تا ۱۲- و گاهی هم به ندرت تا ۲۰ – درجه سانتیگراد هم می‌رسد. علاوه بر آن مسکو دارای تابستان‌های گرم و معتدل است که بالاترین دما در ماه‌های سرطان تا سنبله به حدود ۲۰ تا ۲۴ درجه سانتی‌گراد می‌رسد.
حتا گفته می‌شود که مسکو در تابستان ۲۰۱۰ گرمای بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد که منجر به آتش‌سوزی‌های وسیع در جنگل‌های اطراف شهر شد.
شب برای خوردن غذا به حوالی میدان سرخ رفتیم، شهر مسکو یکی از گران‌قیمت‌ترین شهرهای جهان است. رستورانت‌های بی‌شماری در آن وجود دارد که خوراکی‌هایی با نرخ‌های بسیار بالا «سرو» می‌کنند.
به‌همین خاطر باید قبل از انتخاب رستوران اطلاعات کافی نسبت به آن داشت.
روز دوم، یک روز پیش از شروع رسمی کنفرانس، قرارمان این بود که به «رودخانه مسکوا» برویم، رودی که از قلب شهر می‌گذرد و طی یک سفر دو ‌ساعته با این کشتی می‌توانیم ادعا کنیم که یک کمربند مناطق دیدنی شهر مسکو را در یکی – دو ساعت دیده‌ایم.
حقیقتا من لباس خیلی گرم نداشتم، خیلی دلم می‌خواست پیش از حرکت به سمت رودخانه، برای خود یک گرم‌کننده خوب خریداری کنم. به همین خاطر با یکی از همراهان به مارکیت بزرگی در حاشیه کاخ کرملین رفتیم، من ارزان‌ترین جمپری را که دیدم تقریبا ۴۰۰ دالر قیمت داشت. از خرید آن منصرف شدم و دوباره به هتل برگشتم. گرم‌کننده‌ای شبیه این جمپر ۴۰۰ دالری را در افغانستان می‌توان با ۵۰ دالر خرید.
پیش از این پرویز کاوه مدیر مسوول روزنامه برایم گفته بود که در این فصل سال باید کالای گرم با خود به مسکو ببرم، من یک دست دریشی گرم با خود برده بودم، اما هیچ‌گاه تصورم این نبود که در فصل پاییز، این دریشی در مسکو، بیشتر به یک تی‌شرت ساده شباهت دارد تا یک دریشی گرم.
به رودخانه مسکوا رفتیم و سوار یک کشتی بزرگ شدیم، این کشتی در واقع یک رستورانت بود و یک ساعت کامل در رودخانه به سمت شمال شهر حرکت کرد و یک ساعت نیز برگشت آن، زمان برگرفت.

طی این دو ساعت، نقاطی از مسکو را به خوبی دیدیم، شهری عمدتا سرخ‌رنگ با معماری‌های سنتی. مسکو شهر بزرگی است و در عرض نیم‌ساعت تنها می‌توانیم دیوار کرملین مسکو به طول ۲،۲ کیلومتر را دور بزنیم.
در عرض چند ساعت موفق خواهیم شد خیابان حلقه‎وار سادوویه کالتسو به طول ۱۶ کیلومتر را طی کنیم و برای این‌که از شمال تا جنوب و یا از غرب تا شرق مسکو را که حدود ۴۰ -۳۵ کیلومتر است را طی کنید به یک روز کامل احتیاج دارید.
مجتمع‎های ساختمانی در مسکو گوناگون هستند که به دوره‎های مختلف تعلق دارند.
علاوه بر ساختمان‌های مسکونی، ادارات و تیاترها، موزیم‎ها و ساختمان راه‎آهن و غیره وجود دارند. در مسکو ایستگاه‎های زیادی وجود دارد. از جمله می‎توان از ۹ ایستگاه راه‎آهن، ۲ ایستگاه کشتی‎های رودخانه‎رو، ۵ میدان هوایی که به فاصله ۳۰ تا ۴۰ کیلومتری از مرکز شهر واقع شده‎اند، نام برد.
بهترین و مقرون به‌صرفه‌ترین نوع تردد و سفر درون‌شهری در مسکو، با مترو می‌باشد. متروی این شهر دارای ۱۲ خط و حدود ۱۸۰ ایستگاه می‌باشد. مترو مسکو، با عمق نزدیک به ۸۵ متر، عمیق‌ترین سیستم حمل و نقل زیرزمینی جهان بوده و طولانی‌ترین پله‌های برقی اروپا را در این مکان می‌توان دید.
متروی مسکو یکی از زیباترین و تاریخی‌ترین متروهای جهان است، به هنگام ورود به برخی از ایستگاه‌ها، تصور می‌کنید که به یک موزه وارد شده‌اید. بیشتر نقاط مسکو را با استفاده از شبکه مترو می‌توان پیمود و از نظر اقتصادی گشت‌و‌گذار با مترو ارزان و با صرفه است.
تمام علایم و نوشته‌های روی ایستگاه‌ها به زبان روسی است و ممکن است بدون داشتن نقشه در آن، سردرگم شوید. وقتی از دوستم سهراب پرسیدم که چرا در مترویی با این عظمت، هیچ اثری از تابلوهای راهنمایی به زبان انگلیسی نیست، او گفت:«این سیاست روسیه است.»

روز دوم، آماده شرکت در یک کنفرانس شدیم، مدتی است که به راحتی می‌توان نگرانی از اوضاع افغانستان را در چهره حکومت‌داران روسی دید. آن‌ها از طالبان آن‌قدر نگران نیستند که از داعش نگران‌اند.
این کنفرانس و کنفرانس‌هایی از این دست نیز در پی همین نگرانی‌ها برگزار می‌شود. یک سناتور روس که در ادامه درباره‌اش بیشتر خواهم نوشت، در همین کنفرانس به صراحت گفت که روسیه نمی‌تواند نگرانی‌اش از رشد داعش در افغانستان را پنهان کند.
روس‌ها می‌گویند که داعش پرورش‌یافته‌ی دست برخی از کشورهای غربی است و گمان می‌کنند این گروه برای بی‌ثبات‌ساختن منطقه ایجاد شده است. این نگرانی روس‌ها آن‌قدر برای‌شان جدی است که این کشور، چندی پیش وارد مرحله‌ی تازه‌ی کمک‌های نظامی به تاجیکستان شد.
به باور روس‌ها، دولت‌های منطقه نگرانی مشروعی راجع به این تحولات دارند و چندی پیش حتا از تماس مقام‌های روسی با طالبان خبر‌هایی منتشر شد. اگرچه سفارت روسیه و مقام‌های روسی همواره در کابل و بیرون از این شهر این نوع گزارش‌ها را رد کردند، اما برخی مقام‌های روسی گفته بودند که روسیه برای جلوگیری از نفوذ شورشیان داعشی به مرزهای کشورهای متحد با روسیه، ترجیح می‌دهد که با طالبان وارد گفتگو شود.
نگرانی روسیه نسبت به نفوذ داعش به مرز‌هایش همواره سبب شد، که این کشور نسبت به اوضاع افغانستان در بیم‌و‌امید به سر برد. حتا روس‌ها چند بار تاکید کردند که اگر دولت افغانستان تمایل مبارزه جدی با داعش را داشته باشد، آن‌ها حاضراند پول و سلاح در اختیار حکومت افغانستان بگذارند. ولی این موضوع، هیچ‌گاه جنبه‌ی عملی پیدا نکرد.
سناتور روس: «در مقابل ماشین دالرسازی امریکا، ناتوانیم»
این کنفرانس از سوی مرکز «لف گومیلوف» در شهر مسکو پایتخت روسیه در سالون کنفرانس‌های هتل «آرارات پارک» برگزار شد.
کار‌شناسان بزرگی از تاجیکستان، قرغیزستان، آلمان، روسیه و افغانستان در این کنفرانس با یکدیگر در مورد بحث کردند. مرکز «لف گومیلوف» بحث‌های افغانستان و در کل آسیای میانه را دنبال می‌کند، مرکزی که معتقد است بی‌ثباتی اوضاع منطقه به‌ویژه افغانستان، منافع روسیه را به‌طور مستقیم با خطر مواجه می‌کند.
روس‌ها می‌گویند ما نمی‌توانیم بی‌ثباتی، رشد مواد مخدر، جنگ، جرایم بین‌المللی و خشونت را کمی آن‌طرف‌تر از خود، به تماشا بنشینیم.
در اواسط کنفرانس مردی قوی‌هیکل و خوش‌چهره وارد کنفرانس شد و از دیرآمدنش پوزش خواست. این شخص، فرانس آدماویچ کلینسیویچ نام داشت. یک سناتور برحال، معاون کمیته‌ی شورای فدراسیون در امور دفاع و امنیت روسیه و هم‌زمان رییس اتحاد جنگ‌دیده‌های افغانستان، کسی که در مورد افغانستان خوب می‌دانست و تحلیل‌های پی‌هم و زیادی داشت.
او می‌گفت: «در رویکردهای دیپلماسی مسکو و واشنگتن تفاوت‌های قابل توجهی وجود دارد. امروزه، روسیه از نفوذ لازم در افغانستان برخوردار نیست، زیرا مسکو به دلایل روشن، قدرت رقابت با سلطه طولانی‌مدت با «ماشین دالر» واشنگتن را ندارد و هم‌چنین به این سبب که نخبگان سیاسی افغانستان هنوز هم در تصمیم‌گیری‌های کلیدی مستقل نیستند.»
کلینسیویچ بار‌ها در باره‌ی امریکا حرف زد و این کشور را متهم کرد که در زمینه افغانستان صادقانه رفتار نمی‌کند.
من به‌عنوان یک روزنامه‌نگار به آقای کلینسیویچ گفتم: «طی ۲۰ دقیقه صحبت، دست‌کم ۲۰ بار علیه امریکایی‌ها صحبت کردید، مبادا افغانستان تبدیل شود به‌میدان رقابت ابرقدرت‌ها» و برایش توضیح دادم که افغان‌ها نیز از این وضعیت خسته شده‌اند.
(الکساندر کنیازوف) شرق‌شناس معروف روس از کشور قزاقستان، بیشتر در موضوع استحکام سیستم سیاسی فعلی افغانستان صحبت و این‌گونه گفت ‌که میکانیزم‌های جدید حل‌و‌فصل بر اساس قانون اساسی افغانستان حال کارآمد نیست. او گفت بر اساس قانون، زمان کار پارلمان در افغانستان، ماه‌هاست که به پایان رسیده، اما هنوز هم پارلمان افغانستان به کار خود ادامه می‌دهد.
کنیازوف، عطامحمد نور را خوب می‌شناخت – نکته جالب حرف‌هایش این بود که باید تجربه آقای نور در افغانستان استفاده شود. کنیازوف می‌گفت که آقای نور از محدود کسانی است که توانست تمام اقلیت‌ها و اکثریت‌های قومی و مذهبی را در یک ولایت گردهم جمع کند.
دیدگاه‌هایی در باره‌ی حزب اسلامی و پیوستن این حزب و رهبرش به روند صلح نیز مطرح شد، دیدگاه‌های مخالف و موافق. ذکی دریابی روزنامه‌نگار افغان در این کنفرانس پیوستن حزب اسلامی به روند صلح را بی‌نتیجه می‌دانست، اما الهام نرزی‌اف، خبرنگار تاجیک این توافق را بایستی به‌عنوان یک اقدام الزامی و اجتناب‌ناپذیر در راه‌حل و فصل اختلافات داخلی افغانستان ارزیابی کرد.

بحث‌های قومی، تا جنجال‌های داخل کنفرانس

کافی است کمی عرق‌مان نسبت به مسایل ملی زیاد‌تر باشد تا از تحلیل‌هایی که در باره‌ی زدوبندهای قومی در افغانستان ارایه می‌شود، خجالت بکشیم.
من فکر نمی‌کنم تحلیل‌هایی که در این مورد می‌شود، نادرست باشد، بلکه احساس می‌کنم آن‌قدر نسبت به قومیت و زدوبندهایی از این دست فکر کرده‌ایم که بحث پشتون، تاجیک، ازبیک، هزاره و… در افغانستان نقل محافل سیاسی در بسیاری از کنفرانس‌ها در همه‌جای جهان شده است.
(اولگا لادیگینا) رییس مرکز «لف گومیلوف» در سخنرانی خود هویت فرهنگی اقوامی که در حدود افغانستان معاصر به سر می‌برند را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، گفت:«با وجود ترکیب قومی رنگارنگ جمعیت افغانستان، پشتون‌ها و تاجیک‌ها اکثریت قومی – سیاسی این کشور هستند و در مجموع ۶۰ در صد از کل جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. سازمان‌دهی جامعه بر اساس پایگاه قومی اختلافات بین قوم‌ها در این کشور را به وجود می‌آورد. در نتیجه اختلافات، بی‌اعتمادی متقابل، دشمنی و سوظن در مقابل دولت مرکزی به وجود می‌آید که این مهم تهدید فروپاشی کشور را به دنبال خواهد داشت.»
در قطع‌نامه این کنفرانس تاکید شد که تمام اتفاقاتی که در افغانستان روی می‌دهد، بایستی در چارچوب قانون اساسی و سنت‌های حقوقی این کشور صورت گیرد.
هم‌چنین در این کنفرانس تصمیم گرفته شد تا یک انجمن اطلاعاتی مشترک اوراسیای بین روسیه و افغانستان برای کار با جوانان و اقلیت‌های قومی و مذهبی در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شود.
کنفرانس مسکو تجربه خوبی بود، به ویژه این‌که در باره‌ی سطح نگرانی‌های روس‌ها از افغانستان دانستیم و این‌که چقدر کشورهای آسیای میانه در برابر آن‌چه در افغانستان می‌گذرد، آسیب‌پذیراند.
من به خوبی فهمیدم که کشورهای مختلف، برای ثبات سیاسی در کشور خود، راه‌حل‌ آن را در بیرون از مرزهای‌شان جستجو می‌کنند و پول زیادی را به مصرف می‌رسانند تا از هرگونه اتفاقات ناگوار برای مردم خود در آینده جلوگیری کنند.